سيد علي اكبر قرشي

346

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

اين ماده فقط يك مورد در « نهج » ديده مىشود . به آنحضرت گفته شد : ايكاش محاسنتان را رنگ مى كرديد فرمود « الخضاب زنية و نحن قوم فى مصيبة » حكمت 473 ، خضاب زينت است ولى ما قومى در مصيبت هستيم ، مرحوم رضى فرموده : منظور رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله است ، اين كلمه در كلام الله نيامده است . خضد : ( بر وزن عقل ) شكستن شاخه است بدون جدا شدن « خضد العود : كسره و لم يبن » طبرسى خم كردن چوب نرم گفته است ، يك مورد از اين ماده در قرآن مجيد و يك مورد در « نهج » يافته است . در رابطه با دنيا فرموده : « قد صار حرامها عنه اقوام بمنزلة السدر المخضود و حلالها بعيدا غير موجود » خ 105 ، 151 حرام دنيا در نزد اقوامى ( چنان زياد شده ) كه مانند شاخهء خم شده از كثرت ميوه گشته و حلالش موجود نبوده است . مفسّران آن را در قرآن مجيد ، درخت بى خار گفته‌اند . خضرة : ( بر وزن قدرت ) رنگ سبز . تره . خيار . ( رنگ سبزيكه با روئيدن حاصل شده است ) اخضرار سبز شدن . ( روئيدن ) : « و الطيب نشرة و العسل نشرة و الركوب نشرة و النظر الى الخضرة نشرة » حكمت 400 « نشره » بر وزن عقده افسونى است كه با ان مريض و مجنون را معالجه كنند . ظاهرا منظور امام صلوات الله عليه انستكه : عطر ، عسل ، ركوب اسب و نگاه به سزى نظير افسونند در زدودن غمها و اندوهها و اثر گذاشتن در حالات انسان و تعبير با نشره اشاره به سرعت يا كمال آنهاست . در رابطه با كون فرموده : « و ارسى ارضا يحملها الاخضر المثعنجر و القمقام المسّخر » خ 211 ، 328 ، منظور از « الاخضر » مركز مذاب زمين است ، « مثعنجر » به كسر جيم - به معنى جارى و قمقام به معنى درياست ، يعنى خداوند زمين را ثابت كرد كه اقيانوسى جارى و دريائى رام شده آن را حمل مىكند . خضوع : تواضع سر به زير انداختن ، آرامى . و چون با « لام » متعدى شود به معنى اطاعت آيد « خضع له : انقاد » از اين ماده هفت مورد در « نهج » آمده است در رابطه با خداوند سبحان فرموده : « خضعت الاشياء له و ذلت مستكنية لعظمته » خ 186 ، 275 و نيز فرموده : « ما اقبح الخضوع عند الحاجة و الجفاء عند الغنى » نامه